سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
 
قالب وبلاگ
آخرین مطالب
لینک دوستان

سخنان معصومین در مورد حضرت مهدی (عج)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم:

   لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله تعالى رجلا من اهل‏بیتى یملوها عدلا کما ملئت جورا 

اگر از دنیا جز یک روز باقى نماند خداوند از خاندان من مردى‏را برانگیزد که آن را پر از عدل و داد کند همچنان که پر ازجور و ستم شده باشد .

امام على علیه السلام:

 انتظروا الفرج و لا تیاسوا من روح الله فان احب الاعمال‏الى الله عز و جل انتظار الفرج 

ظهور فرج [ قائم آل محمدص ] را منتظر باشید و از رحمت‏خداوندناامید نباشید ، که محبوبترین اعمال نزد خداوند انتظار فرج‏است .

امام على علیه السلام:

 لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لا خرجت الا رض‏نباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع والبهائم 

اگر قائم ما ( آل محمد ) قیام کند ، آسمان قطرات خود را فروفرستد و زمین گیاهان خود را بیرون دهد و کینه‏ها از سینه‏هابیرون رود و ددان و چهارپایان در صلح و صفا باشند.

امام حسین علیه السلام:

 اما ان الصابر فى غیبته على الاذى و التکذیب بمنزله‏المجاهد بالسیف بین یدى رسول الله (ص) 

هان صبر کننذگان بر اذیت و آزار و تکذیب دشمنان در زمان غیبت‏قائم آل محمد (علیه السلام) مانند مجاهدانى هستند که همراه‏پیامبر با شمشیر پیکار مى‏کنند .

امام سجاد علیه السلام:

 اذا قام القائم اذهب الله عن کل مومن العاهه و رد الیه‏قوته  زمانى که قائم آل محمد (علیه السلام) قیام کند خداوندرحمان ، مایه فساد را از مومنان برطرف مى‏سازد و توانائى واقتدار گرفته شده را به افراد باایمان باز مى‏گرداند .

امام باقر علیه السلام:

 القائم منا منصور بالرعب موید بالنصر . . . و تظهر له‏الکنوز . . . فلا یبقى فى الارض خراب الا عمر 

قائم ما ( آل محمد )با ترس در دل دشمنان پیروز و با نصرت (حق)

تایید شود ...

گنجها براى او نمایان گردد . . . و ( آن زمان ) در زمین هیچ‏جاى خرابى نماند جز آن که آن را آباد گرداند.

امام باقر علیه السلام:

 اذا قام القائم جات المزامله و یاتى الرجل الى کیس اخیه‏فیاخذ حاجته لا یمنعه 

به هنگام ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) آنچه هست دوستى وهمکارى و یگانگى است تا آنجا که هر کس هر چه نیاز دارد از جیب‏دیگرى بر مى‏دارد بدون هیچ ممانعتى .

امام صادق علیه السلام:

 من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع‏و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده کان له‏من الاجر مثل اجر من ادرکه فجدوا وانتظروا هنیئا لکم ایتهاالعصابه المرحومه 

هر کس که بودن در شمار یاران قائم ( عج ) او را شادمان سازدباید به انتظار باشد و باید با پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتارکند . پس اگر اجلش فرا رسد و امام قائم(علیه السلام)پس ازدرگذشت او قیام کند ، بهره او از پاداش برابر با پاداش کسى‏است که آن حضرت را درک کرده باشد . پس بکوشید و منتظر باشیدگوارا باد شما را اى گروه بخشوده .

امام صادق علیه السلام:

 من مات منکم و هو منتظر لهذا الامر کمن هو مع القائم فى‏فسطاطه . . . لا بل کمن قارع معه بسیفه . . . لا والله الا کمن‏استشهد مع رسول الله (صلى الله علیه و آله )

هر که در انتظار حکومت قائم درگذرد ، همچون کسى است که دراردوى حضرت قائم(علیه السلام) است‏یا حتى همچون کسى است که باشمشیر همراه او مى‏جنگد ، نه به خدا سوگند همچون کسى است که دررکاب پیامبر اکرم به شهادت رسیده باشد.

امام حسن عسکرى علیه السلام:

 ان ابنى هو القائم من بعدى یجرى فیه سنن الانبیاء:

بالتعمیر و الغیبه حتى تقسو قلوب لطول الامد و لا یثبت على‏القول به الا من کتب الله عز و جل فى قلبه الایمان و ایده بروح‏منه 

پس از من فرزندم قائم است و اوست که مانند پیامبران ، عمرى‏دراز و غیبت‏خواهد داشت در غیبت طولانى او دلهایى تیره گردد .

فقط کسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند که خداوند عزو جل دل آنان را به فروغ ایمان ثابت و آنان را با مدد خویش‏موید گرداند .

اما

 

 



برچسب‌ها: سخنان معصومینامام زمان
[ پنج شنبه 88/12/13 ] [ 5:42 عصر ] [ محمد جواد محمدی ]

امام مهدى(ع) در کلام امام حسین(ع)

وجود مقدس حضرت بقیة‏الله‏الاعظم ، اروحناله‏الفداء، در معارف به عنوان خونخواه کشته کربلا (1) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکى از آرزوهاى بزرگ خود مى‏دانند، (2) تا جایى که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتى مى‏دهند:

اعظم‏الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من‏الطالبین بثاره مع ولیه‏الامام‏المهدى من آل محمد: (3)

خداوند پاداش ما را در عزاى مصیبت‏حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانى که به همراه ولى‏اش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمى‏خیزند قرار دهد.

در یک کلام نام حسین(ع) و مهدى(ع) براى شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتى که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة‏الله‏الاعظم (ع) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدایى‏ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم که در ایام عزاى سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزشمندى که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسیده است اشاره کنیم:

1. نسب مهدى(ع)

حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) در روایتهاى متعددى به این موضوع که حضرت مهدى(ع) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره کرده‏اند که از جمله آنها روایتى است که در زیر آمده است:

دخلت على جدى رسول‏الله (ص) فاجلسنى على‏فخذه و قال‏لى: ان‏الله‏اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلهم فى‏الفضل والمنزلة عندالله سواء (4)

بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است که نهمین نفر از ایشان قیام‏کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

این موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیارى ، که از طریق شیعه و اهل سنت روایت‏شده، آمده است و هر گونه شک و تردید نسبت‏به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهى را برطرف مى‏سازد.

دخلت‏على‏النبى (ص)فاذاالحسین على فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت‏سیدابن سیدانت، امام‏ابن‏امام، نت‏حجة‏ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم. (5)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالى که حسین را بر زانوى خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه مى‏زند و مى‏فرماید: تو آقایى فرزند آقایى ، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى ، تو پدر حجتهاى نه‏گانه‏اى، از نسل تو نهمین حجت و قیام‏کننده آنان بر خواهد خاست.

2. عدالت‏گسترى مهدى(ع)

عدالت و تشکیل جامعه‏اى بر اساس عدل از آرمانهاى همیشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى که از زندگى انسان بر کره خاک مى‏گذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق این آرمان، بشریت‏خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده‏اند، اما جز در مقاطع کوتاهى از زندگى بشر و آن هم در سرزمینهاى محدود هرگز این آرمان بدرستى تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویى دست نیافتنى براى انسان عصر حاضر است.

با توجه به همین موضوع در روایتهایى که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکى از بزرگترین رسالتهاى امام مهدى(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سایه حکومت او امکان‏پذیر دانسته‏اند.

از جمله این روایتها روایتى است که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:

لولم یبق من‏الدنیاالا یوم واحد، لطول‏الله عزوجل ذلک الیوم حتى یخرج رجل من‏ولدى، فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول‏الله (ص) یقول‏ (6)

اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقى مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏گرداند که مردى از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.

پیامبر گرامى اسلامى (ص) نیز قیام عدالت گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان مى‏کنند:

... و جعل من صلب‏الحسین(ع) ائمة یقومون بامرى ...التاسع منهم قائم اهل بیتى، مهدى‏امتى، اشبه‏الناس بى فى، شمائله واقواله و افعاله، یظهر بعد غیبتة طویلة و حیرة مظلة ، فیعلن امرالله و یظهر دین‏الله ...فیملاالارض قسطا و عدلا ، کما ملئت جورا و ظلما. (7)

... خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانى قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا مى‏دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى‏باشد. او شبیه‏ترین مردمان است‏به من در سیما و گفتار و کردار . پس از غیبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ، ظاهر مى‏شود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار مى‏سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز مى‏کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

3. صابران در غیبت مهدى(ع)

یکى از ارکان انتظار فرج صبر و پایدارى است و انسان منتظر در واقع کسى است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل مى‏کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمى‏دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت‏بسیارى براى صبرپیشگان در زمان غیبت‏بر شمرده شده است.

حضرت سیدالشهداء (ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تکلیف الهى است در بیان مقام منتظرانى که صبر و شکیبایى پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایدارى مى‏ورزند مى‏فرماید:

منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب، و آخرهم التاسع من‏ولدى، و هوالقائم بالحق، یحیى‏الله به‏الارض بعد موتها، و یظهر به دین‏الحق على‏الدین کله، ولو کره‏المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها على‏الدین‏آخرون، فیؤذون و یقال لهم: متى هذاالوعد ان کنتم صادقین‏،اما ان‏الصابر فى غیبته‏على‏الاذى و التکذیب بمنزلة‏المجاهدبالسیف بین یدى رسول‏الله (ص) (8)

در میان ما اهل بیت دوازده مهدى وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده مى‏کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه مى‏دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. براى او غیبتى است که گروهى در آن از دین خدا بر مى‏گردند و گروهى دیگر بر دین خود ثابت مى‏مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها مى‏گویند:

پس این وعده چه شد اگر راست مى‏گویید؟ آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسى است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

شاید بتوان گفت فضیلتهاى بى‏شمارى در روایات ما که براى منتظران فرج بر شمرده‏اند به اعتبار همین صبر و شکیبایى و تحمل مشکلاتى است که منتظران واقعى فرج بر خود هموار مى‏کنند. چنانکه در روایتى که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:

...فلا یستفرنک‏الشیطان، فان‏العزة‏لله‏ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ، یرى من‏الاذى والخوف، هو غدا فى زمرتنا... (9)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمى‏دانند ، آیا نمى‏دانى کسى که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایى که مى‏بیند شکیبایى ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...

4. خصال مهدى(ع)

حضرت مهدى(ع) عصار و فشرده عالم هستى (10) و وارث همه انبیاء اولیاء الهى است، و خداوند متعال همه خصال نیکویى را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایى دارد.

در زمینه آنچه گفته شد روایتهاى بسیارى وارد شده که از جمله آنها مى‏توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:

فى‏القائم منا سنن من‏الانبیاء: سنة من نوح، و سنة من ابراهیم ، و سنة من‏موسى و سنة من‏عیسى ، و سنة من ایوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول‏العمر; واما من ابراهیم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسى: فالخوف والغیبة; و اما من عیسى: فاختلاف‏الناس فیه، واما من‏ایوب: فالفرج بعدالبلوى; واما من محمد(ص) فالخروج بالسیف. (11)

در قائم ما (اهل بیت) سنتهایى از پیامبران الهى وجود دارد; سنتى از نوح ، سنتى از ابراهیم ، سنتى از عیسى ، سنتى از ایوب: و سنتى از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده‏ماندن ولادت و کناره‏گیرى از مردم ، از موسى، ترس و غیبت از جامعه ، از عیسى اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختیها و بلایا، و از محمد(ص) قیام با شمشیر را .


پى‏نوشتها:

1. ر. ک: قمى ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان ، دعاى ندبه ، اصل عبارتى که در دعاى مزبور آمده چنین است:

این الطالب بدم المقتول بکربلاء

2. ر. ک: همان ، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشى از زیارت یادشده چنین آمده است: فاسئل‏الله الذى اکرم مقامک و اکرمنى ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد:

3. همان جا

4. القندوزى، سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع المودة ، نجف ، مکتبة‏الحیدریة، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة کلمات‏الامام الحسین(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص‏659 ، ح 688 .

5. حسینى ترمذى ، محمد صالح ، مناقب مرتضوى ، ص‏139 ، به نقل از: قرشى،على اکبر، اتفاق در مهدى موعود7، ص 35

6.الشیخ‏الصدوق،ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسین، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،1359 ق، ج 1 ، ص‏317 ، ح 4; به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 661، ح‏693 .

7. همان ، ج 1، ص‏257 ، به نقل از: حکیمى، محمد ، عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم ، 1374 ، صص‏36-35.

8 . همان ، ج 1، ص‏317 ، به نقل از موسوعة کلمات‏الامام‏الحسین، صص‏666- 655، ح‏703.

9. الکلینى ، محمدبن‏یعقوب، الکافى ، ج 8 ، ص‏37، به نقل از حکیمى،محمد، همان، ص‏293 .

10. در برخى از تفاسیر کلمه والعصر به وجود حضرت مهدى(ع) تفسیر شده است.

11. علم‏الیقین ، ج 2 ، ص‏793 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع) ، صص‏669- 668، ح 710 .

نوشته محمد فاطمی

 


[ پنج شنبه 88/12/13 ] [ 5:40 عصر ] [ محمد جواد محمدی ]

امام مهدى (ع) درحدیث ثقلین

 وَ قَد ترکتُ الثقلَیْن فیکم  الآل و القُرآن فى أَیدیْکم  أنبأنى اللَطیف أَن یَتَّفِقا  الى وُرود الحَوض لَنْ یَفْتَرقا پس از خود دو چیز نفیس بر جاى مى‏گذارم: اهل بیتم و قرآن ؛ و این هر دو در دستان شماست، خداى لطیف آگاهم ساخت که این دو با همند، و تا ورودتان در حوض هرگز از هم جدا نمى‏شوند. «از قصائد علامه عجیلى، عبقات الانوار، ج 1، ص 771»

بسم اللّه الرحمن الرحیم

پیشگفتار:براى شناخت اسلام و درک اصول و فروع آن دو منبع اصلى و اساسى وجود دارد، نخست کلام خدا قرآن، که قانون اساسى اسلام است. و دیگرى سنت و حدیث، که شارح و مفسر و مبین قرآن مى‏باشد. این دو منبع اصلى دریافت مبانى اسلام است.قرآن کلام خداست، که به تدریج بر پیامبر توسط فرشته وحى نازل شده است. و در زمان پیامبر و به دستور ایشان توسط چند تن از اصحاب نوشته و جمع آورى شده است، و در آن تحریف و تغییرى نیست.حدیث در لغت به معناى ضد قدیم است. و در اصطلاح روایى ؛ گفتار، کردار و تقریرى است، که از پیامبر رسیده است. به اجماع علما، حدیث اصل دوم از اصول احکام است. فقها در بیان کتاب خدا و در استنباط احکامى که در قرآن درباره آنها آیه‏اى وارد نشده است، به حدیث مراجعه مى‏کنند. از این رو حدیث یا مبین قرآن است، و یا مؤکد آنچه در قرآن آمده، و یا احکامى را اثبات مى‏کند که قرآن به طور آشکار آن را بیان نکرده است.1


1. ابن تیمیه: علم الحدیث (تحقیق و تعلیق موسى محمدعلى، چاپ دوم)، عالم الکتب، 1405 ه. ص 9-8.

 

بنابراین، اقوال، افعال و تقریرات پیامبر به صریح قرآن حجت است، و عامل هدایت، رستگارى و نجات. زیرا: «لا یَنْطِق الاّعن وَحْى، و لا یُقِرّ اِلاّ الحَقّ الثابت».1 پیامبر جز از وحى سخنى نمى‏گوید، و جز چیزهایى را که حق است و آدمى را از گمراهى نجات مى‏دهد، تقریر نمى‏کند.درباره سخن پیامبر و اطاعت از او، داورى قرآن چنین است: «وَ ما یَنْطِق عن الهَوى، إنْ هو اِلاّ وَحىٌ یُوحى».2 (پیامبر) از روى هوا (بیهوده و براساس هواى نفس و گرایشهاى نادرست و غیر الهى) سخن نمى‏گوید، گفتار او همان چیزى است که به او وحى شده است. «مَنْ یُطع الرَّسولَ فَقَدْ اَطاعَ اللّه‏».3 هر که از رسول پیروى کند، همانا از خداوند اطاعت کرده است. «وَ اِنْ تُطیعوه تَهْتَدوا».4 اگر از پیامبر اطاعت کنید، هدایت مى‏شوید، و راه درست را مى‏یابید. «فَلْیَحْذَرِ الّذین یُخالفون عن أمره اَنْ تُصْیبَهم فتنةٌ او تُصیبَهُم عذابٌ ألیم».5 کسانى که دستور و راهنمایى‏هاى پیامبر را بر نمى‏تابند، و با آنچه آن حضرت مى‏گوید و مى‏خواهد، مخالفت مى‏کنند، بترسند از این که ممکن است آنان را فتنه‏اى یا عذاب دردناکى فرا گیرد.حدیث آنچه را در قرآن به اجمال مطرح شده، روشن مى‏سازد، اطلاقات آن را مقید مى‏کند، عام آن را تخصیص مى‏دهد، احکام آن را به تفصیل باز مى‏گوید، و مشکلات آن را توضیح مى‏دهد.


1. همان.2. نجم (53) : 4-3.3. نساء (4) : 80.4. نور (24) : 54.5. نور (24) : 63.

 از این رو حدیث را مى‏توان شارح اصول شریعت و قرآن دانست.1آنان که از پرتو درخشان احادیث، هدایت بجویند، در دگرگونیهاى روزگار از راستى و سعادت محروم نمى‏مانند، کسانى که به این اصل اساسى چنگ زنند، به حیاتى مبارک و پاکیزه دست مى‏یابند. «و ذلک الاقتصار على الکتاب رأىُ قومٍ لاَخلاقَ لهم». (مردمانى که تنها کتاب را براى دیندارى کافى بدانند، و به آن بسنده کنند، و به سنت پیامبر ـ اقوال، افعال و... ـ بى اعتنا باشند، بهره درست از دین ندارند)، چه بسا این کار آنان را به تأویلات نابجا وا دارد، ادعاهاى باطل را مطرح سازند، در هواهاى نفسانى فرو افتند، بى دلیل (قانع کننده و استوار) به طرح مسائلى بپردازند، و از منطق سالم و صحیح دور شوند. و این بدان خاطر است که گفتار و کردار پیامبر بر اساس نص صریح قرآن حق است.2 «فماذا بَعْدَ الحقّ الاّ الضَّلال»3 و پس از حق چیزى جز گمراهى نیست.براى حدیث تقسیمات زیادى ذکر شده است. بعضى از آنها به 82 قسم مى‏رسد: حدیث متواتر، مشهور، صحیح، حسن، ضعیف، مرسل، مرفوع، مسند، موقوف، مقطوع، شاذ، منکر، معروف، متروک، مضطرب، متفق، ناسخ و...4در یک تقسیم کلى، حدیث را به سه قسم تقسیم کرده‏اند: 1. صحیح 2. حسن 3. ضعیف. زیرا حدیث یا مقبول است و یا مردود، حدیثى که بالاترین صفات قبول را داراست، حدیث صحیح نامیده مى‏شود.


1. علم الحدیث ، ص 12.2. همان، ص 24.3. یونس (10): 32.4. علم الحدیث ، ص 81.

 

 حدیث حسن برخى از این ویژگیها را دارد، و حدیث مردود ضعیف است.در نگاه دیگر، حدیث به خبر واحد و خبر متواتر تقسیم مى‏شود. متواتر آنست که گروهى آن را نقل کنند، و تعداد آنها به اندازه‏اى باشد که بطور عادى اتفاق آنها بر کذب محال گردد. انگیزه‏هاى نقل خبر دروغ از آنان نفى شود، و در آنچه خبر مى‏دهند پوشیده گویى و شبهه روا نباشد. چنین خبرى موجب علم است، و انسان به صدق آن یقین مى‏یابد.1 خبر واحد آنست که به حد تواتر نرسد، و علم قطعى به صدور آن پدید نیاید.2ابن تیمیه مى‏گوید: مقصود از متواتر هر خبرى است که علم آور باشد. و علم گاه از کثرت مخبران حاصل مى‏شود، و گاه به خاطر ویژگیهایى که راویان دارند (متدین هستند، ضابطند) پدید مى‏آید. و گاه خبرى قرائنى را در بردارد که از مجموع آنها علم به دست مى‏آید،3 (از این رو) در تواتر عدد معتبر نیست.4وى مى‏گوید: خبرى را که ائمه حدیث پذیرفته‏اند، و به تصدیق آنان رسیده است، و یا به موجب آن عمل کرده‏اند، نزد جماهیر خلف و سلف (نسل اندر نسل عالمان) مفید علم است. و این اخبار متواتر معنوى است. ولى برخى چنین خبرى را مشهور و مستفیض مى‏نامند، و خبر را به متواتر، مشهور و خبر واحد تقسیم مى‏کنند.5


 


[ پنج شنبه 88/12/13 ] [ 5:38 عصر ] [ محمد جواد محمدی ]
........

.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

((عکس شهید میر یوسف سید لو))...... گوشه ای از وصیت نامه............... ای،حبیب من در نهایت می خواستم راهی را طی کنم که طیران فرشتگان و راهنمائیهای فرشتگان آن را نشان داده،می خواستم پرواز کنم ولی بالهایم شکسته بود می خواستم به پیش معشوق بشتابم ولی قامهایم قدرت راه رفتن را نداشت. در مواقعی زبانم می خواست بگوید آمادة آمدن هستم ولی صدا یم در نمی آمد الهی آبرویی به درگهت ندارم ولی دلم می خواهد آبرومندانه و پاک به درگهت بیایم با اینکه گناهانم مانع از این کار است الهی العفو،العفو. . .
برچسب‌ ها
شعر (51)
مهدی (38)
gif (32)
عکس (32)
جمعه (28)
ظهور (28)
gifs (25)
غزه (25)
شهید (22)
شهدا (21)
هریس (21)
دختر (20)
توبه (17)
نماز (17)
غیبت (17)
گناه (16)
بهشت (15)
قیف (15)
منجی (15)
خدا (14)
شهوت (14)
جنسی (11)
دعا (11)
عراق (11)
زن (11)
دل (10)
حدیث (10)
آقا (9)
وضو (9)
عشق (8)
پسر (8)
قلب (7)
حجت (6)
حرم (6)
جنگ (6)
بیا (5)
سکس (5)
شب (5)
صبح (5)
فرج (5)
مرد (4)
قبر (4)
غم (4)
عمر (4)
عمل (4)
علی (4)
آتش (4)
9 دی (4)
جان (4)
چشم (4)
بغض (3)
پول (3)
اشک (3)
خشم (3)
دوا (3)
ذکر (3)
سنی (3)
سفر (3)
شام (3)
ظهر (3)
عید (3)
غزل (3)
قضا (3)
قم (3)
گل (3)
گرگ (3)
ماه (3)
نفس (3)
یار (3)
کور (2)
مکه (2)
ناب (2)
ناز (2)
مصر (2)
هوس (2)
لذت (2)
لطف (2)
گدا (2)
آرشیو مطالب
امکانات وب

آمار واطلاعات
بازدید امروز : 257
بازدید دیروز : 289
کل بازدید : 1156035
کل یادداشتها ها : 828